پنجشنبه، مرداد ۱۹، ۱۳۹۱

Happy Birthday

امروز یه روز قشنگ بود، روزی که از همون اول آشنایی منتظرش بودم، فکر می کردم با هم به این روز می رسیم، اونقدر بی تابی کردم که حتی به تولد من هم نرسیدیم ... D-:
سال پیش این موقع ها آرزوی بودن با تو رو داشتم اما امسال تو خلوت خودم برات تولد گرفتم هر چند بهت زنگ زدم اما نه دیگه به عنوان ..... بماند...
اگه بخوام از غم رنج بگم که نمیشه D-: آخه امروز تولدت بود، یه روز بزرگ. من هم مثل تو، مثل دوستانت و مثل خانوادت خوشحالم، خیلی خوشحال.
خیلی وقته که گذشته اما من هنوز همون حس قشنگ رو دارم...
تولدت مبارک :))

Happy Birthday to YOU
Danials


پنجشنبه، خرداد ۲۵، ۱۳۹۱

تزار

میدونی گاهی وقت ها دوست دارم یه چیزی بنویسم اما یه نیرویی اجازه نمیده. تا میام سمت قلم و کاغذ خشکم میزنه و پشیمون میشم. همیشه خاطراتم رو می نوشتم. سعی میکردم روزانه بنویسم اما میدونی از اول سال 91 دستم به قلم و کاغذ مخصوص امپراطوری نرفته خیلی دوست دارم استایل نوشتنم مثل آخرین تزار روس باشه،  می دونی آدم خوبی بود به فکر مردم و کشور بود اما در حرف، پدر دلسوز و خوبی بود اما امپراطور ضعیفی بود. آخرش هم که یه سرنوشت دردناک واسه خودش و خانوادش رقم خورد هرچند که نمیشه در مورد کسی قضاوت کرد شاید اگه من هم  تو شرایط اون بودم کاری از دستم بر نمیومد و چه بسا اوضاع بدتر هم می شد اما اگه همین تزار سقوط نمی کرد معلوم نبود در سال 1320 هجری و اشغال ایران چه بلایی سر ایران میومد؟؟ نمی دونم شاید هم اگه روس ها تو ایران می موندن بهتر میشد البته نه می دونی چرا چون هم روس هم انگلیس جفتشون روباه پیرن. جالبه بدونید اینا همه با هم فامیل بودن اون هم فامیل های نزدیک. هم خانواده سلطنتی آلمان و روسیه و انگلیس و اتریش - مجارستان D: ... اما من دوست ندارم سرنوشتم مثل ایشون بشه، شاید دردناک ترین مرگ رو تو بین امپراطور ها و پادشاهان اون داشت. یکی از دلایل فروپاشی امپراطوری همین جنگ جهانی اول بود که توسط ویلهلم دوم پادشاه آلمان آغاز شد. جزئیات رو تو وبلاگ دوموزی می تونید بخونید.
نیکُلای الکساندروویچ رومانوف یا همون نیکلای دوم آخرین امپراطور روسیه بود که با انقلاب اکتبر 1917 از سلطنت بر کنار شد و حکومت سیصد ساله خانواده رومانوف به پایان رسید.  بلأخره در 17 ژوئیه 1918 ( یعنی سه روز دیگه) به همراه خانواده اش به دست بلشوییک ها و به دستور لنین به قتل رسید.  :(



دوست داشتم این پست رو همون چهار روز دیگه بنویسم اما امشب دارم میرم شمال واسه امتحانات ترم که از شنبه شروع میشه و تا هشت تیر ادامه داره... می دونم شما رفقا هم امتحان دارین واسه همین براتون آرزوی موفقیت می کنم :)) واسه من هم دعا کنید این ترم امتحانات خیلی سخته... D: 

موفق باشید

Danials








جمعه، خرداد ۱۹، ۱۳۹۱

 نمی نویسم چون می دانم، هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی
 حرف نمی زنم، چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی 
 نگاهت نمی کنم، چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی
 صدایت نمی زنم، زیرا اشک های من برای تو بی فایده است
 فقط می خندم، چون تو در هر صورت می گویی ....
 دیوانه شده است
 اما ای کاش فقط بهم می گفتی چرا !!؟؟ 
هر چند خوبه، حد اقل حالا خیالت راحت شد، آسوده شدی ...
 

  Danials 
 

یکشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۹۱

الا يا ايها الساقى! ز مـــى پُر ســــاز جامم را            كه از جـــانم فــــرو ريزد، هواى ننگ و نامم را
از آن مى ريز در جـــامم كــه جانم را فنا سازد          برون سازد ز هستى، هسته نيرنگ و دامم را
از آن مى ده كه جانم را  ز قيد خود رها سازد           به خود گيـــرد زمـــــامم را، فرو ريزد مقامم را
از آن مى ده كــه در خلوتگـــــه رندان بيحرمت         به هم كــوبد سجودم را، به هم ريزد قيامم را
نبـــــودى در حـــريمِ قدسِ گلــــرويان ميخــانه           كه از هـــر روزنـــى  آيم، گلى گيرد
روم در جـــرگه پيران از خــــــود بى خبر، شايد        برون ســـازند از جــانم، به مى افكار خامم را
تـــو اى پيــــك سبكباران دريــــاى عدم، از من          به دريادارِ آن وادى، رســـان مدح و سلامم را
به ســـاغر ختم كردم اين عدم اندر عدم نامه             به پيرِ صومعه بــــرگو: ببين حُسن ختــامم را

هر سال شب چهاردهم خرداد یاد آقای حیاتی می افتم که خبر رحلت امام رو گزارش کرد؛

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون، روح بلند پیشوای مسلمانان و رهبر آزادگان جهان، حضرت امام خمینی به ملکوت اعلی پیوست...
امام بزرگواری که در پایان وصیت نامه اش نوشته بود :
با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا،از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می كنم و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خدای رحمان و رحیم می خواهم كه عذرم را در كوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد.
مرد بزرگی که در آخرین روز ها مردم برای سلامتی او دعا کردند و به شفای او امید داشتند، ساعت بیست و دو و سی دقیقه شب چهاردهم چشم از جهان فرو بست در حالیکه کسی از هجرت او خبر نداشت و شهر آرم و غرق در سکوت بود، همه فکر می کردند حال امام خوب میشه و روز بعد اخبار خوبی از بهبود حال امام منتشر میشه اما سحر گاه روز بعد....
هر وقت این پیام آقای حیاتی رو می شنوم قلبم تند تند می زنه شاید هنوز باورش نشده....

ای دوست به عشق تو دچاریم همه             در یاد رخ تو داغداریم همه 
گر دور کنی یا بپذیری مارا                    در کوی غم تو پایداریم همه

پینوشت : اشعاری که نوشتم، سروده های خود امام هست....


 

چهارشنبه، اردیبهشت ۰۶، ۱۳۹۱

سلام رفقا
خوبین خوشین؟؟
به قول یزدی ها خشین خوشین باکتون نیست؟؟
دو هفته ای بود نبودم اینجا. چه میشه کرد زندگیه دیگه کار و درس و ... خودتون که بهتر می دونید.
اومدم بگم کامنت هاتون رو خوندم اما شرمنده نشد جواب بدم. گذشت و گذشت تا امروز که دیگه روم نشد تو پست قبلی کامنت بزارم و پاسخگو باشم واسه همین گفتم توی همین پست از تک تک دوستان تشکر کنم و جواب بدم، خوب به ترتیب :

1- نقطه چین های عزیز مگه من چجوری ام که میگی اینجا اوتو کشیده ام و  تو بلاگفا یه جور دیگه؟؟ اصلا ببینم مگه من بلاگفا هم دارم ؟؟ (;  D:

2- ژوبی جان همه جای ایران یه زیبایی خاصی داره شاید تو دنیا بی نظیر باشه. سر فرصت یه سری عکس می زارم از جاهایی که رفتم و زیبایی حیرت آورشو دیدم..
- تعطیلات من رسما 21 فروردین تمام شد. البته الان هم توی تعطیلات به سر می برم.. (;   D:

3- مهرداد جان ممنون من هم برات آرزوها و دعا های خوب دارم.. (:

4- مهرزاد جان ممنون خوش گذشت. امیدوارم به همه دوستان همیشه خوش بگذره و شادی باشه..
- راستش جاتون خالی کلی زیره و کلمپه خریدیم. جای همتون خالی..  (:

5- هیراد جان خیلی ممنون که به وبلاگم اومدی.. اگه اشتباه نکنم اهل کرمان هستی. هی وای من D: اگه می دونستم که خدمت می رسیدم و کلی هم خوشحال می شدم. کلی بهت زحمت می دادم D: ایشالا یه سفر دیگه میام..

6- virgin عزیز حق داری این باغ بسیار زیباست. من هم در ابتدا حیرت زده شدم و در زیبایی این باغ موندم.
- ممنون که به وبلاگم سر زدی.. (:

در آخر باز هم تشکر از دوستان. شرمنده اگه زیاد تشکر می کنم عادت دارم این کار رو انجام بدم در مقابل کسانی که برام ارزشمند هستند مانند دوستانی چون شما.. به وبلاگ همتون هم سر می زنم..  دوستانی هم که دیر آپ میکنن حواسشون باشه. منتظر هستیم.. (;
Danials



یکشنبه، فروردین ۲۰، ۱۳۹۱

سلام به همه دوستای گلم
اول از همه این که امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه و این سال جدید سال پر بار و خوبی براتون باشه...
دوم اینکه از همتون ممنون که پیام گذاشتید و عید رو تبریک گفتید. و عذر خواهی واسه اینکه نمی دونم چرا بعضی کامنت ها ثبت نشده بود اما به ایمیلم اومده بود. بازم شرمنده.
و اینکه جاتون خالی امسال عید خوبی بود. مسافرتی می خواستم برم که بنا بد دلایلی نشد و یه سفر دیگه جایگزین اون شد که البته بد هم نبود. امسال با خانواده سفری به کرمان داشتم. یه شهر جالب با آثار تاریخی جالب و از همه زیباتر شهر ماهان که یکی از معروف ترین و واقعا زیباترین باغ ها و هنر ایرانی رو در خودش جای داده. باغی که نه تنها در در بین باغ های ایرانی زیباست بلکه شاید نمونه خارجی هم نداشته باشه. این باغ، باغی نیست جز باغ شاهزاده ماهان
... اینکه همیشه می گفتند که باغ ایرانی جلوه ای از بهشت هست، بی راه هم نیست،درست گفتند. معمار ها و شهرساز ها می دونن چی میگم... وصفش نمیشه کرد خودتون باید ببینید.
خلاصه جای همتون خالی :)
خوب تعطیلات هم که تموم شد، دوباره باید بریم سر کار و زندگی و درس...
امیدوارم زود زود بتونم تو این وبلاگ بنویسم و وبلاگ دوستان رو هم مطالعه کنم
ممنون که به یادم بودید و ببخشید که دیر اومدم آپ کنم. سعی می کنم که هر وقت که می تونم بیام اینجا و بنویسم...
همتون رو دوست دارم و بهترین ها رو براتون آرزو می کنم...
شاد باشید

سه‌شنبه، فروردین ۰۱، ۱۳۹۱

سال نو

سلام به دوستان عزیزم
راستش می خواستم این پست رو قبل از سال تحویل بنویسم اما خوب نشد. اشکال نداره دیگه، پیش میاد.
خوب سال 90 هم به سرعت گذشت. تو این ساعات پایانی انگار زمین هم سرعت خودش رو بیشتر کرده بود تا زود تر به مبدأ طبیعت برگرده و سال 90 هم مانند سال های قبل از خودش آماده ی سفر شد. ساعت 00:00 قطار ابدی سوت خودش رو به صدا درآورد تا مسافر ها سوار بشن از جمله مهمترین مسافر که سال 90 بود. او هم چمدان خود را در قطار گذاشت و آماده شد تا 8:45 دقیقه به خانه ی ابدی بره. همه اومده بودن به ایستگاه تا سال 90 رو بدرقه کنن.
همچنان که قطار حرکت می کرد مردم اورا بدرقه کرند و قطار دیگری وارد ایستگاه زندگی شد، قطاری که با نزدیک شدنش حلول سال نو رو نودید می داد و مردم سوت و هورا می کشیدند. بیشتر از همه طبیعت خوشحال بود که دوباره جان می گرفت و نسیم بهاری گونه های افراد منتظر در ایستگاه رو نوازش می کرد...

... این سال هم گذشت و رفت اما خاطراتش همچنان باقیست. 
البته بهتر سعی کنیم خاطرات خوب رو با خودمون در سال 91 داشته باشیم.
امیدوارم امسال بتونیم به هم کمک کنیم و سال خوبی داشته باشیم همراه با تمام زیبایی ها و موفقیت ها...
برای شما دوستان عزیز هم در این سال نو بهترین ها رو آرزو می کنم و امیدوارم در کنار خانواده های محترمتون همیشه شاد و سرفراز باشید و به آرزوهای قشنگتون برسید... :)
به یاد همتون هستم، به یادم باشید...
Danials