من هيچ نمي خواهم تنها صدايت را مي خواهم تاموسيقي سکوت لحظه هايم باشد
نگاهت را مي خواهم .. تا روشني چشمهاي خسته ام باشد
وجودت را مي خواهم .. تا گرماي قنديل آغوشم باشد
خيالت رامي خواهم .. تا خاطره لحظه هاي فراموشم باشد
دستها يت را مي خواهم .. تا نوازشگر بي کسي اشکهايم باشد
و تنها خنده هايت را مي خواهم .. تا مرحم کهنه زخمهاي زندگي ام باشد
آري تنها تو را مي خواهم ...
نگاهت را مي خواهم .. تا روشني چشمهاي خسته ام باشد
وجودت را مي خواهم .. تا گرماي قنديل آغوشم باشد
خيالت رامي خواهم .. تا خاطره لحظه هاي فراموشم باشد
دستها يت را مي خواهم .. تا نوازشگر بي کسي اشکهايم باشد
و تنها خنده هايت را مي خواهم .. تا مرحم کهنه زخمهاي زندگي ام باشد
آري تنها تو را مي خواهم ...